حق‌ فرزند بر عهده‌ پدرش‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ او نوشتن‌، شنا كردن‌ و تيراندازي‌ را آموزش‌ دهد و روزي‌ او را تنها از راه‌ حلال‌ فراهم‌ آورد.

همچنين‌ فرموده‌اند: «علّموا ابنائكم‌ السّباحه‌ و الرمي‌»

 به‌ فرزندانتان‌ شنا كردن‌ و تيراندازي‌ را آموزش‌ دهيد و در روايت‌ ديگري‌ آموزش‌ دادن‌

تيراندازي‌ به‌ فرزندان‌ را ماية‌ سرشكستگي‌ دشمن‌ دانسته‌اند.

«علّموا بنيكم‌ الرّمي‌ فانّه‌ نكايه‌ العدو»

تيراندازي‌ را به‌ فرزندانتان‌ بياموزيد، زيرا موجب‌ سرشكستگي‌ دشمن‌ است‌.

پيامبر(ص) در روايت‌ ديگري‌، تيراندازي‌ را به‌ عنوان‌ يكي‌ از مصاديق‌ (قوه‌) در آيه‌ شريفه‌ ( واعدّوا لهم‌ ما استطعتم‌ من‌ قوه‌... ) معرفي‌ كرده‌ و مي‌فرمايد:

( ألا' انّ القّوه‌ الرّمي‌، الا ان‌ القوه‌ الرّمي‌ )

 آگاه‌ باشيد (قوّه‌) همان‌ تيراندازي‌ است‌.

و در روايتي‌ ديگر اسب‌ دواني‌ و تيراندازي‌ را بهترين‌ سرگرمي‌ در نزد خداوند دانسته‌ است‌ مي‌فرمايد:

 «أحبّ اللّهو الي‌ اللّه‌ تعالي‌ اجراء الخيل‌ و الرّمي‌»

بهترين‌ سرگرمي‌ در نزد خدا، اسب‌ دواني‌ و تيراندازي‌ است‌».

و در جاي‌ ديگر براي‌ سازندة‌ چوبه‌ تير و تيز كننده‌ آن‌ و تيراندازي‌ كه‌ براي‌ خدا اين‌ كارها را انجام‌ دهند، وعدة‌ بهشت‌ داده‌ است‌.

( ألا انّ اللّه‌ عزّوجلّ ليدخل‌ بالسّهم‌ الواحد الثلاثه‌ الجنّه‌، عامل‌ الخشبه‌، والقوّي‌ به‌ في‌ سبيل‌ الله‌ و الرّامي‌ به‌ في‌ سبيل‌ الله‌ )

آگاه‌ باشيد، خداي‌ عزّوجلّ به‌ واسطه‌ يك‌ چوبه‌ تير، سه‌ گروه‌ را به‌ بهشت‌ وارد مي‌كند، سازندة‌ چوبه‌ تير، و مسابقه‌ دهنده‌اي‌ (تيزكننده‌) كه‌ اين‌ كار را

براي‌ خدا انجام‌ دهد و كسي‌ كه‌ با آن‌ تير در راه‌ خدا تيراندازي‌ كند. اهميت‌ اين‌ ورزش‌ رزمي‌ به‌ اندازه‌اي‌ است‌ كه‌ حضرت‌، كسي‌ را كه‌ پس‌ از آموختن‌

تيراندازي‌، آن‌ را ترك‌ كند، مسلمان‌ ندانسته‌ و آن‌ را كفران‌ نعمت‌ الهي‌ قلمداد كرده‌اند:

«مَنْ علم‌ الرّمي‌ ثمّ تركه‌ فليس‌ منّا، أو قد عصي‌»

كسي‌ كه‌ تيراندازي‌ را فرا گيرد، سپس‌ آن‌ را ترك‌ كند، از ما نيست‌، يا (در روايتي‌ ديگر آمده‌) عصيان‌ و سركشي‌ كرده‌ است‌.

«من‌ ترك‌ الرّمي‌ بعد ماعلمه‌ رغبه‌ عنه‌ فانها نعمه‌ كفّرها»

كسي‌ كه‌ بعد از ياد گرفتن‌ تيراندازي‌ به‌ جهت‌ بي‌ رغبتي‌ و بي‌ توجهي‌ آن‌ را ترك‌ كند، نعمتي‌ را كفران‌ نموده‌ است‌.

سيرة‌ انبياء عظام‌ و ائمه‌ معصومين‌ نيز، پرداختن‌ به‌ ورزش‌هاي‌ رزمي‌ و آمادگي‌ كامل‌ در اين‌ ورزش‌ بوده‌ است‌.

حضرت‌ داوود پيامبر(ص) تيرانداز قابلي‌ بود او با فلاخن‌، طاغوت‌ زمان‌ خويش‌، يعني‌ جالوت‌ را از پاي‌ درآورد.

پيامبر عزيز اسلام(ص)ضمن‌ تشويق‌ مسلمانان‌ به‌ اين‌ ورزش‌ مي‌فرمايد:

«رمياً بني‌ اسماعيل‌، فان‌ اباكم‌ كان‌ رامياً»

اي‌ فرزندان‌ اسماعيل‌، تيراندازي‌ كنيد كه‌ پدرتان‌ تيرانداز بود.

خود پيامبر 9 مكرر در مسابقات‌ تيراندازي‌ و شتر سواري‌ شركت‌ كرده‌اند.

در مورد امام‌ صادِ(ع)نيز آمده‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ در تيراندازي‌ و شرط‌بندي‌ آن‌ شركت‌ مي‌كرده‌اند.

دربارة‌ امام‌ باقر(ع)نوشته‌اند: هشام‌ آن‌ حضرت‌ را به‌ دمشق‌ فرا خواند و در مجلسي‌ كه‌ نظاميان‌ و بزرگان‌ قوم‌ حضور داشتند و تيراندازان‌ ماهري‌ مشغول‌ تيراندازي‌ بودند وارد كرد. سپس‌ از حضرت‌ خواست‌ كه‌ تيراندازي‌ كند، حضرت‌ عذرخواهي‌ كرد و پير شدن‌ را بهانه‌ فرمود، ولي‌ هشام‌ نپذيرفت‌ و كماني‌ طلب‌ كرده‌ به‌ حضرت‌ مي‌دهد، حضرت‌ تير و كمان‌ را مي‌گيرد و سيبل‌ را نشانه‌ مي‌رود و تير را درست‌ در وسط‌ خال‌ مي‌نشاند، همه‌ شگفت‌زده‌ مي‌شوند، آنگاه‌ تير دوم‌ را رها مي‌كند، آن‌ تير به‌ انتهاي‌ تير اول‌ اصابت‌ كرده‌ و آن‌ را تا نوك‌ شكافته‌ و در وسط‌ خال‌ مي‌نشيند، حضرت‌ نه‌ تير به‌ همين‌ شكل‌ پرتاب‌ مي‌كنند و هر كدام‌ به‌ تير قبلي‌ اصابت‌ كرده‌ آن‌ را مي‌شكافد و در وسط‌ خال‌ جاي‌ مي‌گيرد.

اين‌ مهارت‌ بي‌ نظير موجب‌ تعجب‌ حضار و حسادت‌ هشام‌ و درباريان‌ مي‌شود، ولي‌ هشام‌ به‌ ظاهر امام‌(ع)را تشويق‌ مي‌كند و وي‌ را در آغوش‌ گرفته‌ و در كنار خود مي‌نشاند.

امام‌ خميني‌(قدس‌) نيز براي‌ تيراندازي‌ اهميت‌ فوق العاده‌اي‌ قائل‌ بودند، ايشان‌ در يكي‌ از سخنراني‌هايشان‌ فرمودند: من‌ در كودكي‌ اسلحه‌ داشته‌ و تيرانداز بودم‌.