مسابقات گرامیداشت هفته تربیت بدنی
نفر اول: آذرنه با امتیاز: 159
نفر دوم: پودینه با امتیاز: 156
نفر سوم: ابراهیم زاده با امتیاز: 148
نتایج تیمی:
مقام اول: تیم ب
مقام دوم: تیم ج
مقام سوم: تیم الف


نفر اول: آذرنه با امتیاز: 159
نفر دوم: پودینه با امتیاز: 156
نفر سوم: ابراهیم زاده با امتیاز: 148
نتایج تیمی:
مقام اول: تیم ب
مقام دوم: تیم ج
مقام سوم: تیم الف


با ارزوی سربلندی و موفقیت برای ایشان

عید را بهانه کنیم تا به همه کسانی که دوستشان داریم
سلامی بکنیم ، نام شما در اندیشه و مهرتان در قلب ماست . . .
عید قربان بر شما مبارک

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.
طبق روايت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنيا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد:
ـ چرا گريه مي كني اي آدم؟
ـ چگونه مي توانم گريه نكنم در حاليكه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است.
ـ اي آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئيل به صحراي عرفات رفت، جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد تلبيه را قطع كرد و به دستور جبرئيل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:
سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم
لا الهَ الاّ اَنْتْ جز تو خدایی نیست
عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي کار بد کردم و بخود ظلم نمودم
وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي به گناه خود اعتراف می کنم
اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ تو مرا ببخش که تو بخشیده مهربانی
آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نيز با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......


دوش دیــــدم کــــه مـلایـــک در میـخــــانـــه زدنــد
گـــــل آدم بســــرشتنـــد و بــه پیمـــانــه زدنـــد
ســاکنـــان حـــــرم ستـــر و عفـــاف ملکـــوت
بــا مـــن راه نشیـــن بــاده مـستانــه زدنــد
آسمــــان بـار امـــانت نتـوانســت کــشید
قــرعــــه کـــار به نام مـــن دیوانــه زدنــد
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون نــدیدند حقیقت ره افسانه زدنــد
شکـــر ایزد کــه میان من و او صلح افتاد
صـــوفیان رقص کـــنان ساغر شکرانه زدند
آتش آن نیسـت کــه از شعله او خندد شمع
آتش آن است کـــــه در خــــرمن پـــــروانه زدند
کـــــس چـــو حــافظ نگشــاد از رخ اندیشه نقاب
تـا ســــر زلـــف سخـــن را بــــه قلـــم شـــانه زدند

-1تمرکز و نگاه به هدف بعد از تیر گزاری آماده کردن کمان جهت تیر اندازی

-2بالا آوردن کمان و نگه داشتن کمان رو به هدف و سپس کشیدن زه و نشانه گیری

-3ریلیز کردن یا به عبارتی رها کردن زه

-4فالو ترو یا به عبارتی نگه داشتن دست کمان به حالت مستقیم و رو به هدف و اجازه دادن به کمان تا در مسیر مستقیم چرخش خود را اجرا کند تا اینکه تیر به هدف بر خورد کند.
لباس یاس بر تن کرد زهرا / کنار دست او بنشست مولا
محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت / غلط گفتم بلی نه یا علی گفت . . .

در این جلسه آقای سرابندی رئیس هیات شهرستان به همراه دبیر ( آقای ملاشاهی ) و نائب رئیس (خانم نوری ) حضور داشتند
آقای ملاشاهی بعنوان دبیر هیات
آقای رئوفی و نوری بعنوان مربیان تیم آقایان
خانم شهرکی و پودینه بعنوان مربیان تیم بانوان این شهرستان معرفی شدند.